تبليغاتX
ایران سرزمین نجیب زادگان
به خشنودی اهورامزدا
 
درود بر همگی شما
 
نام های اصیل ایرانی همراه معنی
 
برای دیدن نام های اصیل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط داریوش در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 15:7 |
به خشنودی اهورا مزدا

درود می فرستم به تمامی ایرانیان عزیز

عکسی براي پشت زمينه (بک گراند )در رابطه با زاد روز اشو زرتشت براي شما گذاشتم ؛ کار خودم هستن واميدوارم که خوشتان بيايد براي ديدم اندازه بزرگ  عکس بر روي پيوند در زير آن کليک کنيد اگر هم که قابل دانستين نظر نيز بدهيد

 

زاد روز اشو زرتشت

برای دیدن اندازه بزرگ عکس در اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط ××× در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 1:27 |

به خشنودی اهورا مزدا

درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ  

                        اشو زرتشت

نام زرتشت پیامبر تنها نامی است که در زمینه اندیشه و تفکر و دین از جهان

باستانی و دیرینه ی اقوام هند اروپایی به یاد مانده است. درباره ی زندگانی پیامبر

افسانه و تاریخ به هم در آمیخته است و نیز دین زرتشت ، یعنی پیام و آموزش

ناب و اصلی پیامبر، در چارچوب و قابی از باورها و عقاید و آیین های دیرینه

 سال ، هم تحت تاثیر پیام آسمانی زرتشت دیگرسان گشته اند و هم آن که در

در شکل نوین خویش ، در نزد زرتشتیان امروزی دوام آورده اند.

تصویر زرتشت در تار و پود اساطیر و داستان بافته شده و «از افسانه آن سوی

تر» رفته است.

اگر اشارات روشن خود وی در گاهان ( گات ها) ـ سرود های پیامبرـ نمی بود

بخوبی همه شرایط آماده بود که وجود تاریخی او اصلا انکار شود.

زرتشت در گاهان از خود با صیغه ی اول شخص مفرد یاد می کند و از

دشواری ها گلایه دارد و نکاتی را می آورد که همه نشان دهنده زندگانی انسانی

واقعی بر روی کره ی خاک و وجودی تاریخی و عادی است در گزیده های

زادسپرم آمده است: (( هنگامی که زرتشت زاده شد خندید ؛ از پرتو نوری که

هنگام زادنش از خانه می تافت و از خندیدنش هفت جادوگر بترسیدند))* از خنده

و زایش او آب ها و گیاهان شادان شدند ؛ به هنگام زادن و رشد کردنش ، آب

و گیاهان بالیدند و همه ی آفریدگان روشن به خود مژده ی رستگاری دادند؛ زیرا

به  خود گفتند که دلیر سراسر زندگانی خوش و نخستین آموزگار کشور ها به

جهان آمد

سی ساله بود که در روز خورداد از ماه فروردین به هم پرسی اهورامزدا رسید

و او را بهمن ، فرشته ی نیک منشی ،به بارگاه خداوند رهنمون گشت.

وحی زرتشت را « هم پرسی» می گویند ، یعنی پرسش زرتشت  و پاسخ دادن خداوند.

چون گشتاسب دین را پذیرفت و راستی را ستود دیوان در دوزخ؛ پریشان گشتند.

دیو خشم به پیش ارجاسب نابکار تاخت که در آن روزگار بزرگ ترین فرمانروایا ستم گر بود و او را به جنگ برانگیخت.

در نبرد و ستیز با تازش و انگیزش دیوان و دیوان پرستان ، کشتار و جنگ

سخت روی داد و در این تازش و کوبش بود که سرانجام اشو زرتشت،هنگامی

که هفتادوهفت سال داشت در آتشکده بلخ به دست « توربراتور» به شهادت

رسید.این درگذشت در ماه دی، به روز خور واقع شد.

جز افسانه و داستان ، برخی از آگاهی های تاریخی نیز از متون اوستایی بر

می آید.نام خاندان او« سپی تمَ » یا «سپیتما» است.

نام پدرش پوروشسب و نام مادرش دوغدو بوده است . نام برخی از اعضای

خاندانش مانند « میدیوماه» پسر عموی زرتشت و پوروچیستا کوچکترین

دخترش ،در خود گاهان آمده است.

ازاز فراسوی افسانه ها ، از مجموع آگاهی های ما دربارهی زرتشت، یکی

هم این است که وی از کودکی آموزش روحانیان دیده است و خود را «زوتر»

(زوت) می خواند . پس از رسیدن به پیامبری ، برای تبلیغ دین خود در برابر

تعدی معاندان خویش ناگزیر به حامی مقتدری چون گشتاسب پناه برده است.

نام گشتاسب بسان حامی و گسترنده ی دین زرتشت و نام فرزندش اسفندیار،

که پهلوان دینی سنتی زرتشتی است و نیز پشوتن ، فرزند دیگر گشتاسب ،

که از جاویدانان است و سرانجام در نقش منجی ظهور خواهد کرد ،

افسانه و تاریخ را در هم می آمیزد

 

چم زرتشت از گذشته دور تا کنون  برای زرتشت اینها را نوشته اند :

رخشان چون ستاره ، فروغ زرین ، برخی واژه را از زرَت و اُش تر دانسته اند به چم

دارنده شتر زرد یا پیر.مولر آنرا دارنده اشتر دلیر برگردانده است .

واژه اشتر ( مانند اسب ) در برخی نام ها مانند فرشوشتر (= دارنده شتر کار آمد ، و سوار

فرارونده ) . برخی دیگر نیز ستاره زرین گفته اند . هوگ آنرا به ستایشگر و والا بر

می گرداند دیگر برداشتها چون نا همگون می باشد نمی آورم

 

نام خانوادگی زرتشت سَپیتمَه است که در گاتها هفت بار از آن یاد شده

است. اشو زرتشت بیشتر به زرتشت سپیتما یا سپیتما زرتشت خوانده شده است.

 

چم سپیتم - «از نژاد سپید » یا « خاندان سپید » یا «از منش روشن برخوردار »

سپیتما ، نهمین نیای پیامبر ایران باستان ، زرتشت جوانترین دختر خود را از

دودمان سپیتمه می گوید.

 

خاندان زرتشت -  بنا به بندهش ، دودمان زرتشت با 14 پشت به

منوچهر پیشدادی می پیوندد و نیاکان او را چنین نام می برند :

پورشسب  > پیتر سب > اُرُگذسپ > هچتسب > چخشنوش > پیترسب >

اَر ِجذرشن یا هردرشن ( هرشن ) > هردار (پسر سپیتمه ) > سپیتامه >

ویدشت > نیازم > ایریج ( ایرج) > دوراسر ب > منوچهر

 

مادر زرتشت -  دغدو دختر فراهیم روا است . مادر دغدو فرنو یاد شده است

 

پسر عموی زرتشت – بنام میدیوما ، و اولین کسی بود که بدین زرتشت

گروید

 

همسر و فرزندان زرتشت بنا به سنت ، نام همسر زرتشت هووی

بود و از ایشان شش فرزند داشت سه پسر و سه دختر

پسران زرتشت : از ایست واستر ، اُروتدنر و هورچیترا یا خورشید جهر یاد شده

دختران زرتشت : به نام های تریتی ، فرنی ،پوروچیستا (فروردین یشت )

 

زادگاه زرتشت بنا به سنت :  زرتشت از باختر ایران برخاست و در خاور پیامبری خود را آغاز کرد  و به انجام رسانید

 

 

 

 

*من آن پیر فرزانه ای راکه رفتست/از افسانه آن سوی تر دوست دارم

 

 

          بن مایه : مطلبی در تقویم سالنامه ی زرتشتیان چاپ فروهر

                       راهنمای آشنایی با دین و آموزش های اشو زرتشت  [ دفتر یکم / نوشته

                      موبد دکتر جهانگیر اشیدری / انتشارات فروهر ]

      نوشته و جمع آوری شده توسط آرش

www.persianparseh.bloga.com

همگی شما را به پروردگار بزرگ مهربان ایران و سراسر گیتی می سپارم

استفاده از این مطلب با ذکر منبع و سایت موردی ندارد و آزاد می باشد

+ نوشته شده توسط ××× در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 1:22 |
دو عکس برای پشت زمینه (بک گراند )در رابطه با نوروز برای شما گذاشتم ؛ کار خودم هستن وامیدوارم که خوشتان بیاید برای دیدن اندازه بزرگ هریک از عکس ها بر روی پیوند در زیر آنها کلیک کنید اگر هم که قابل دانستین نظر نیز بدهید

noroz 1

اندازه بزرگ اینجا

 

noroz 2

 

اندازه بزرگ در اینجا

+ نوشته شده توسط ××× در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 11:36 |
تاریخچه پرچم شیر و خورشید

پیشینه

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.
فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهی زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر
بدان
افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. ((نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ی ویژه بر روی آن وجود داشته باشد.)) درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان میگفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است
محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازی دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابوالحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند.
به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند. "
با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین داری پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران ین دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد.

نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال 355 خورشیدی 976 میلادی که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال 1979 میلادی.

افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هایی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمی خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانه تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

پرچم در دوران صفویان

در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادۀ ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیۀ دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زرد
وزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همۀ این پرچمها یکسان نبوده، شیر گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطویفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیشروی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشۀ بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلۀ قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران داری پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانۀ دورۀ فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالی خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.

امیرکبیر و پرچم ایران

میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگ
مرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادرشاه را بخواند. امیرکبیر همان رنگ ه
ای پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینۀ پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالی خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم یران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ی به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین درباره وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلۀ نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد میشود رنگ سبز در بالی پرچم ملی یران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقۀ زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد(شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابرین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمی خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانه علی باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب بری اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخشنامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخشنامۀ دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

پرچم بعد از انقلاب اسلامی

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می شود و نشانه جمهوری اسلامی با حروف ((الله اکبر)) نشان داده میشود.   

+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 10:32 |

نماد فروهر

farvahar

 

  نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.


 هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1-      سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2-      دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3-   بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4-   دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5-   دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6-   دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 10:22 |

به خشنودی اهورا مزدا

درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ

هفت سین

خوان نوروزی که به هنگام سال گشت  پهن می کنند/ برخی گفته اند بنیاد آن 

هفت شین بوده است و شمع وشهد و شراب و شربت هم از آن بوده  ولی این واژه

ها تازی ست و در هفت شین پارسی جایی نداشته ! / برخی از مردم در کنار هفت سین ، هفت شین هم می اندازند ./ یک نگره ی دیگر ، هفت سین را

هفت چین یا هفت چیدنی می داند و نگره ی دیگری هفت سبزه  و سد یگر  آن

را هفت سینی می داند !

شماره ی هفت ، اشو و ورجاوند است و در دین ها جایگاه بالایی دارد ؛ مانند

هفت آسمان ، هفت خان رستم هفت امشاسپندان و ...

 

پیش نهاد هایی/  هفت سین : 1 – سبزه ، 2- سپند ، 3- سپندار(=شمع) ،            برای خوان/  4- ستر ( =سکه ) ، 5- سرکه ، 6- سماک ، 7- سمنو

 نوروزی /                8- سنجد ، 9- سیب    و 10- سیر

 

           هفت شین : شب افروز( = شمع) ، 11- شانه ، 12- شایه ( = میوه)

           13- شیرینی ، 14- شاهنامه ، 15- شیر ، 16- شکر ،

           17- شاه بو (=عود) ، 18- شب چره (= آجیل ) ،

        درکنار ِ  19- ماهی ، 20- نسک (=کتاب ) ، 21- آیینه ، 22- انار

      23- تخم مرغ ، 24- عروسک خواجه پیروز ، 25- نارنج ، 26- نان

 

 

سبزه    از گندم یا جو درست می شود که خوراک آدمی ست و هم نماد خجستگی

          و فزونی ، شادی و سرسبزی است . / سه سبزه به نشانه ی گفتار نیک

         کردار نیک و اندیشه ی نیک در خوان می گذارند

 

اسپند    اسپند { به چم ِ مقدس } زداینده ی  چشم بد و رشگ ورز

 

سپندار    شمع ، شب افروز { برای هفت شین ! } نماد روشنایی و تابش آتش

 

سِتِر       سکه ، نماد خجستگی و سرشاری ِ کیسه

 

سرکه    نماد شکیبایی / برای پاکیزگی و گندزدایی

 

سماک   سماق / به رنگ خورآمد ِ (=طلوع ) خورشید است و نماد آغاز دوباره

 

سمنو    سمنو از جوانه ی گندم درست می شود که نماد خوبی برای زایش و

         باروری گیاهان است

 

سنجد    بوی و برگ و شکوفه ی درخت  آن انگیزه ی دلباختگی است

 

سیب    نمادی از زایش و باروری و همچنین دلباختگی

 

سیر    دارویی برای تن درستی

 

اجیل   نماد خجستگی و بالندگی

 

آیینه   نماد به خویشتن نگریستن

 

انار   از درختان ورجاوند از بهر رنگ سبز تند برگ ها و همچنین گل و

       غنچه ی آن که مانند آتش دان است

 

تخم مرغ   نمادی از زهک ( = نطفه ) ونژاد

 

خواجه پیروز      حاجی فیروز / به سان عروسک در خوان هفت سین گذاشته

                     می شود

شایه        میوه / نماد بالش و باروری

 

شیرینی    شیرینی کامی در روز های سال

 

ماهی      در آب که نشانه ی روشنی دل است که نماد ایزد بانوی نیرومند آب ها

          آناهیتا می باشد که جایگاه بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد .

         آناهیتا ایزد بانوی دلباختگی ، باروری ، آب و پیروز مندی است

 

نارنج   نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روی آب است . در میتخت ِ

                                                                                       ( Myth=)  

          آفرینش آمده است که پروردگار آب را آفرید سپس خدای گاه خود را

         بر آن بنیاد نهاد

 

نان     نماد روزی

 

نسک   کتاب / مسلمانان قرآن می گذارند و زرتشتیان اوستا ، برخی از مردم

        نیز در کنار نسک ورجاوند ، دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی نیز

       می گذارند / نماد یاد خدا

 

نوشته شده توسط آرش

با کمک سهراب

www.persianparseh.blogfa.com  / www.persian2500.coo.ir

پالایش زبان پارسی  

 

                             www.parsi-1.com      

+ نوشته شده توسط ××× در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 2:12 |

به خشنودی اهورا مزدا

درود می فرستم بر تمامی آریایی نژادان ایرانشهر

جشنی که از دیرباز تا کنون با نام نوروز برگزار می شود، کهنسال ترین و با

شکوه ترین یادگار نیاکان ما است.

در اوستا نامی از از نوروز نیامده است اما در دیگر نوشته های بازمانده از ایران

پیش از اسلام بارها از این جشن بزرگ یاد شده است.

درباره ی پیدایش جشن نوروز روایت ها و افسانه های گوناگون وجود دارد.

مشهور ترین این روایت ها نسبت دادن پیدایی نوروز به جمشید یا جم پادشاه

پیشدادی است . در بیش تر واژه نامه های فارسی  و یا آثار تاریخ نویسان این

روایت را این گونه نقل کرده اند : (( نخستین کسی که نوروز را برقرار ساخت

، جم بود و سبب را آن دانسته اند که وی در این روز جهان را به تصرف خویش درآورد.))

و یا گفته اند : (( چون جمشید گردونه ای (تخت) ساخت و با آن به آسمان رفت

مردم از تماشای این کار در شگفت و شادی شدند و آن را جشن گرفتند))

از ویژگی های جشن نوروز، قرار گرفتن آن در ابتدای بهار و در آغاز ماه

فروردین منسوب به فروهرهای درگذشتگان می باشد . بر پایه ی این باور ،

فروهرها از ده روز پیش از نوروز برای دیدار بستگان خود به زمین می آیند

و پس از سرکشی و اقامت ، دوباره به جایگاه خود باز می گردند.

به همین دلیل است که زرتشتیان از اوایل ماه اسفند ، خانه تکانی و پاک سازی

پیرامون زندگی خود را آغاز می کنند ،وسایل تازه به خانه می آورند.

پوشاک نو می پوشند و برای جشن و شادی آماده می شوند تا فروهرها به هنگام 

فرود آمدن ، بازماندگان را هماهنگ با طبیعت ، شاد و خرم ، پاک و تازه

ببینند و با خشنودی و آرزوی برکت و بهروزی برای آنان، خود به سرای خویش باز گردند.

در شب پیش از نوروز ، زمانی که تاریکی آخرین شب سال در برابر سپیده دم

نخستین روز بهار، رنگ می بازد ، با افروختن آتش بر بام خانه ها ،بازگشت

فروهر ها از زمین را بدرقه می کنند و با نیایش خود ، خشنودی روان و فروهر

درگذشتگان را فراهم می سازند و باز آمدنشان را در آغاز سال بعد، آرزو

می دارند.

در استقبال از نوروز و تدارک نیاز های نوروز ، در خانواده های زرتشتی ،

نقش مادر موثرتر و نمایان تر است .

از یکی دوماه پیش ،برای آماده کردن پوشاک و کفش نو برای افراد خانواده ،

مادر به تلاش می افتد و می کوشد تا همه اعضای خانواده به ویژه بچه ها ، به

هنگام تحویل سال ، رخت های کهنه ی سال گذشته را به تن نداشته باشند.

 

همگی شما دوستان را به دادار مهربان بزرگ می سپارم

بدرود

+ نوشته شده توسط ××× در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 21:29 |

به خشنودی اهورا مزدا

درود می فرستم بر تمامی ایرانیان عزیز

 

قبل از هر چیز آغاز سال جدید را به تمامی ایرانیان آریایی تبریک می گویم

نام من آرش می باشد که به همراه دوستم داریوش این وبلاگ را راه اندازی

کردیم تا شاید کمی بتوانیم دِینی که به تاریخ ایران داریم را ادا کنیم

شاید بپرسید چه دِینی ، من پاسخ شما را می دهم ؛ تاریخ بزرگ و مقدس

ایران ، آن امپراطوری های بزرگ و با عظمت قبل از ورود اسلام به کشورمان

که پادشاهانشان جز خوبی ، نیکی ، قضاوت صحیح و صلح دوستی چیز دیگری

یاد نگرفته بودند ، کوروش بزرگ که اولین منشور حقوق بشر را بوجود آورد

و صلح را در جهان اولین بار وی بوجود آورد و... این ها همگی شناسنامه

هایی هستند که اینان برای ما بجای گذاشتند و من یا بهتر بگم ما هرجا که

می رویم با افتخارآن را روی می کنیم و می گوییم ما ایرانی هستیم ، ایرانیانی

از نسل قوم بزرگ و اهورایی آریایی ، می گوییم ما انسان هایی هستیم از دودمان

کاوه آهنگر که با قدرت مقابل ظلم اهریمنی می ایستد و شجاعانه می جنگد

کوروش بزرگ که امپراطوری بر مبنای صلح و دوستی بر پا کرد

آرش که جان خود را برای ایران مقدس گذاشت  و ...

علت ادا کردن دِین را این می دانم که متاسفانه با افرادی مواجه می شوم که هیچ

به تاریخ خود افتخار نمی کنند تازه ناسزا هایی نیز به آن می گویند

این افراد یا کسانی هستند که در تاریکی افراطی بودن مانده اند یا سختی روزگار

با انها کاری کرده است که چنین خطای بزرگی را انجام دهند  و به این تاریخ

مقدس ناسزا هایی بگویند

من نمی دانم که اکنون بعضی شما ها که در حال خواندن مطلب من هستید

جز کدام دسته هستید کسانی که افتخار می کنند یا نه جز کسانی که هیچ افتخاری

به تاریخ مقدسشان نمی کنند  ولی از شما ها عاجزانه درخواست می کنم که با این

وبلاگ همراه باشید  که اگر جز دسته اول می باشید بیشتر به خودتان افتخار

خواهید کرد و غرورتان نسبت به تاریخ بیشتر خواهد شد و اگر جز دسته دوم

هستید شاید به یاری اهورامزدا و مطالب این وبلاگ به دسته اول بپیوندید  و با

اتحادی تجزیه ناپذیر همگی باهم به دنیا تاریخ مقدس خود را نشان دهیم و از

آن دفاع کنیم و نگذاریم اشخاصی از نسل ضحاک بیایند و فیلی چون فیلم300 را

بسازند که سراسر توهین بزرگی بود به ما آریاییان

اسم فیلم 300 را آوردم لازم شد که چیز دیگری نیز بگویم که دنیا در حال

تخریب تاریخ ایران و خود ایرانیان است. یک چیزی می خواهم بگم شاید بعضی

از شما ها بخندید ولی باید باور کنید که دنیا از ایرانیان می ترسد ؛ دنیا از مغز

های سراسر هوش  ایرانیان می ترسد ؛ آنان که خود چیزی ندارند که به آن

افتخار کنند پس عامل افتخار ما را نیز تخریب می کنند و ما را می خواهند

مانند خود کنند. انگلستان می خواهد به تاریخ سراسر وحشی و جنگ آوری های

خود چون وایکینگ ها که جز کشتن آدم های بی گناه کاری یاد نگرفته بودند

افتخار کند یا آمریکا که اصلا هیچ اصل و ریشه ای نداره و وکلا یک کشور

تازه تاسیس است افتخار کند و یا... قبول دارم ما اکنون در وضعیتی هستیم

که تقریبا از نظر تکنولوژی در حدود 150 تا 200 سال از آنان عقبیم

به هر حال هر دلیلی که باعث عقب ماندن ما شده تمام شده رفته بهتره از

هم اکنون آغاز کنیم برای ساختن ایرانی جدید و پیشرفته تر از تمامی کشور ها

حتی آمریکا ؛ نخندید ما ایرانیان هر کاری که بخواهیم  می توانیم انجام دهیم

اصلا تصور دشواری نیست که ایرانیان دوباره  به قدرتی دست یابند که

آمریکا را نیز پشت سر گذارند با و کنید که این جمله فقط و فقط مخصوص

ایرانیان است   :  خواستن توانستن است

فقط باید خود را باور کنیم

یادم رفت که بگم اصلا مطالب این وبلاگ در چه رابطه ای هست اگر نوشته های

من را تا اینجا خوانده باشید خواهید فهمید ولی باز می گویم؛ این وبلاگ

قصد دارد تا ناگفته ها و گفته های تاریخ ایران را به شما نشان دهد  و عشق

به ایران را در دل همگی شما ایرانیان بیاندازد

سال جدید در راه است  ومن نیز که در حال نوشتن این مطلب هستم چیزی حدود

نیم ساعت از آغاز سال 1387 سپری شده

7 عدد مقدسی است امید وارم که سالی سرشار از شادی داشته باشید و هر چی

ستم وجود دارد از بین برود

سالی باشد که ما ایرانیان خود را باور کنیم ؛ سالی سرشار از برکت و شادی ؛

سالی که از گفتن هرگونه لغت های نامناسب، ایرانیان دوری کنند ، به دنبال

دانش روند ، هرگونه اعتیاد و هرچیزی که باعث نابودی جامعه مقدس

ما می باشد نابود شود و ایران به یاری اهورامزدا دوباره به قدرت واقعی

خود برسد و از همه پیشی بگیرد

 

همه شما عزیزان را به پروردگار بزرگ مهربان عاشق می سپارم

بدرود

+ نوشته شده توسط ××× در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 10:18 |