مهربان یاران من متاسفانه مشکلی برای من پیش آمده که تا میانه های تیر ماه نمی توانم تارنما را به روز کنم
از همگی عذر می خواهم
روزهای خوبی را برایتان آرزومند هستم
|
به خشنودی اهورامزدا
مهربان یاران من متاسفانه مشکلی برای من پیش آمده که تا میانه های تیر ماه نمی توانم تارنما را به روز کنم از همگی عذر می خواهم روزهای خوبی را برایتان آرزومند هستم
+ نوشته شده توسط ××× در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت
17:3 |
به خشنودی اهورا مزدا درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ امروز صبح اس ام اسی برایم آمد که نمی دانم از طرف چه کسی بود و در آن از من دعوت کرده بود برای اعتراض به تغییر نام خلیج همیشگی پارس به خلیج عربی در مقابل سفارت امارات جمع بروم . من بسیار خوشحال شدم که بالاخره مردم آریایی به خودشان آمدند من نیز از شما آریاییان تقاضا دارم برای اعتراض به این گستاخی تازیان فرومایه در مقابل سفارت کشور امارات جمع شویم و اعتراض خود را بگوش جهانیان برسانیم و نشان دهیم که هنوز به ایرانمان افتخار می کنیم و حاضریم برای آن از جان مایه بگذاریم . همگی بیایید ، اصلا واینستید و نگاه کنید بیایید و نشان دهید که ما هم وجود داریم نمیگذاریم سرزمینی کوروش بزرگ آن را نگاه داشت به راحتی از دست ما برود . به ایرانی بودنتان افتخار کنید ما همگی فرزندان کوروش هستیم . از همگی شما مهربانان تقاضا دارم برای اعتراض به این گستاخی بزرگ بیایید در ضمن به اینجا بروید ودر امضای الکترونیکی اعتراض نسبت به گوگل در رابطه به تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی در گوگل ارث شرکت کنید در بخش اول نام خود در بخش دوم ایمیل خود و در بخش سوم یک جمله دلخواهی بنویسید وعده دیدار ما مقابل سفارت امارات . نشانی : خیابان ولی عصر – تقاطع خیابان ظفر – سفارت امارات ساعت 11 خواهشا همگی بیایید . + نوشته شده توسط ××× در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:5 |
به خشنودی اهورا مزدا درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ برای امروز پوستری طراحی کردم که امیدوارم ازآن خوشتان بیاید این عکسی که می بینید در اندازه کوچک می باشد برای دیدن اندازه بزرگ آن در اینجا کلیک کنید
همگی شما عزیزانم را به خدای بزرگ بخشنده می سپارم بدرود + نوشته شده توسط ××× در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت
13:17 |
به خشنودی اهورامزدا درود می فرستم به همه ی شما ایرانیان عاشق وطن در ایران باستان روز ماه ها مانند امروزه دارای عدد مثلا روز سوم نبوده و هر روز برای خود نامی دارد سال دینی زرتشتیان دارای دوازده ماه سی روزه است . اولین روز هر ماه زرتشتیبا نام اورمزد که نام پروردگار یکتا در ایران باستان است، آغاز می شود بقیه ی روزها به نام ایزدان نام گذاری شده است. نیاکان ما بر این باور بودند با جاری شدن نام هریک از ایزدان که نماینده یکی از صفات و خصوصیات نیک اخلاقی است سبب خواهد شد تا انسان آن صفت و خوی را در خود تقویت کند . نام روز های زرتشتی و باور های وابسته به هر روز که در نبشته های گوناگون تاریخی از گذشته باقی مانده به این قرار است :
امیدوارم که مورد قبول شما قرار گرفته باشد در این جا خواهشی از شما من تا به این جا از هیچ کدام از شما عزیزان درخواست دادن نظر نکرده بودم اما من در هنگام نوشتن این مطلب بسیار خسته شدم از شما خواهش دارم با دادن نظراتتون در رابطه با این مطلب و یا تارنمای جدید ما این خستگی را از تن من بیرون کنید همگی شما عزیزان را به پروردگار عاشق می سپارم بدرود نوشته شده توسط آرش استفاده از این مطلب با ذکر منبع و سایت موردی ندارد و آزاد می باشد + نوشته شده توسط ××× در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت
19:7 |
وطن يعني درختي ريشه در خاک اصيل و سالم و پر بهره و پاک
وطن يعني سرود پاک بودن نگهبان تمام خاک بودن وطن يعني نژاد آريايي نجابت مهرورزي باصفايي وطن خاک اشو زرتشت که دل را مي برد تا اوج خورشيد وطن يعني اوستا خواندن دل به آيين اهورا ماندن دل وطن تير و کمان آرش ماست سياوش هاي غرق آتش ماست وطن نقش و نگار تخت جمشيد شکوه روزگار تخت جمشيد وطن منشور آزادي کوروش شکوه جوشش خون سياوش وطن يعني خزر صياد جنگل خليج فارس رقص نور مشعل کنون اي هم وطن اي جان جانان بيا با ما بگو پاينده ايران بيا با ما بگو پاينده ايران + نوشته شده توسط ××× در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت
17:8 |
به خشنودی اهورا مزدا درود می فرستم به تمامی ایرانیان آگاه و با خرد در نزد زرتشتیان نوزدهم فروردین «فُروُدُگ» نیز گفته می شود . {زرتشتیان در هر ماه هنگامی که نام روز با نام ماه برابر می شود ، آن روز را جشن می گیرند که هریک از این جشن های ماهیانه مناسبت ویژه ای را با خود به همراه دارد } جشن فروردینگان یا فرودگ نخستین جشن ماهیانه است و همانطور که از اسمش پیداست به فروهر های درگذشتگان تعلق دارد . این جشن در روز فروردین از ماه فروردین – 19 فروردین ماه – واقع است و در این روز زرتشتیان برای شادی روان در گذشتگان خود به آرامگاه می روند و موبدان مراسم آفرینگان خوانی را اجرا می کردند جشن فروردینگان در سرزمینهای دیگر نیز مرسوم بوده ، هندوها آن را «جشن اموات » نامیده اند . رومیان آن را «جشن مانس» می گفتند که در این روز برای مردگان هدیه می دادند و برای آنها قربانی می کردند . شاد باشید رهرو علم باشید زندگانی سراسر آزاده ای داشته باشید بدرود استفاده از این مطلب با ذکر منبع و سایت موردی ندارد و آزاد می باشد + نوشته شده توسط ××× در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت
14:28 |
به خشنودی اهورا مزدا درود بر تمامی ایرانیان امروز مطلبی می خواهم بنویسم در مورد کوروش بزرگ شاهنشاه بالیاقت و انتخاب شده از طرف خدا ی بزرگ که این موضوع در تورات کتاب مقدس یهودیان و در کتاب دانیال بوضوح شرح داده شده است {در اینجا جای دارد که از دوستان یهودی خودم که کتاب این مطلب رو به من داده اند تشکر ویژه داشته باشم و درودی می فرستم به تمامی یهودیان ایرانی} نوشته ای بر روی دیوار " در حدود سال 539 قبل از میلاد ، کوروش کبیر شاهنشاه ایران بابل را تصرف کرد. شب قبل از آن روز که بابل بتصرف کوروش درآمد ، بلشصر ، پادشاه تازه به سلطنت رسیده بابل، ضیافت بزرگ و مجللی برای کلیه سپاهیانش ترتیب داده بود. این ماجرا در کتاب مقدس ، در کتاب دانیال ، بوضوح شرح داده شده است . در آن شب بلشصر در حالت مستی دستور داد که ظروف مقدس بیت همیقداش را که بخت النصر بصورت غنیمت جنگی به بابل آورده بود، بعنوان جام های شراب مورد استفاده قرار دهند . در آن جشن پر زرق و برق ، در حالی که شادمانی به اوج خودش رسیده بود ، دستی ظاهر شد و با انگشت کلماتی را بر روی دیوار طالار ضیافت نوشت . کلمات نوشته شده عجیب بودند و کسی قادر بدرک مفهوم آنها نبود : منه ، منه ، تقل او فرسین . بلشصر که بسیار متوحش شده بود ، برای دانستن معنی آن نوشته ها ، به ساحران و جادوگران خود روی آورد.هنگامی که ایشان نتوانستند کاری از پیش ببرند، بلشصر به دانیال شاهزاده پارسای یهودی متوسل شد . دانیال شخصی بود که تمامی قوانین تورات را حتی با با تحمل مشکلات و با جانفشانس و از خود گذشتگی رعایت می کرد، و بخاطر عقل و درایتش مشهور بود . دانیال ان چهار کلمه را ترجمه کرد و برای پادشاه بابل چنین تفسیر نمود : خداوند اعمال تو را بر شمورد (منه) ، و آن را مورد سنجش قرار داد (تقل) و از آنجا که تورا با عیب و نقص و کسری یافت ، لذا حکومت و سلطنت تو را شکست خورده کرد و آنرا به امپراطوری پارسیان تسلیم نمود (اوفرسین) . روز بعد این پیشگویی به حقیقت پیوست . کوروش به شهر حمله برد و بابل بتصرف ایرانیان درآمد. یکسال بعد از تسخیر بابل ، کوروش کبیر اعلامیه ای انتشار داد که به موجب آن به یهودیان اجازه داده میشد به اورشلیم باز گردند و... . . . کوروش نه تنها عده ای از سربازان خود را مامور محافظت از کاروانهای یهودیانی که از بابل بسوی یهودا باز می گشتند نمود ، بلکه تمام ظروف معبد مقدس را که بخت النصر از اورشلیم بغنیمت آورده بود نیز به ایشان باز گردانید" بن مایه: « کتاب تاریخ قوم یهود صفحه ی 17 و 18 و 19 » این است کوروش بزرگ ؛ شاهنشاه مقتدر و بالیاقت ایران مقدس، یک آریایی واقعی ؛ ما این بودیم چه شد که حالا این هستیم براستی چرا تاریخ با ایران دشمنی کرد ؟ مگر ما آریاییان بد بودیم که مورد حمله ی قوم های وحشی قرار گرفتیم؟ جز این بود که با داد و مساوی گری حکومتی داشیم سراسر آزادی و شادی؟ چه شد؟ چرا باید این جوری بشود؟ من این مطلب را به قصد نوشتم زیرا چند شب پیش در اینترنت بودم و وبلاگی را ناخواسته مطالعه کردم که هر چه ناسزا و صفت های بد که سزاوار خود نویسنده وبلاگ بود نثار کوروش بزرگ کرده بود متاسفانه آدرسشو فراموش کردم و اگر نه برای شما آدرسشو می گذاشتم تا بروید و ببنید آقای محترم بیا این مطلب را بخوان حالا چه داری بگویی حسادت تا چه حد؟ تازی صفت فرو مایه همگی شما عزیزانم را به خدای بزرگ بخشنده می سپارم بدرود استفاده از این مطلب با ذکر منبع و سایت موردی ندارد و آزاد می باشد + نوشته شده توسط ××× در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت
20:20 |
به خشنودی اهورامزدا درود می فرستم بر تمامی ایرانیان مقدس و به خصوص خوانندگان این وبلاگ (( اوستا )) اوستا نام کتاب مقدس زرتشتیان است. اوستای ِ امروزی به بخش های زیر تقسیم می شود : 1- یسن ها ( یسنا ) : از هفتاد ودو (( ها )) یا هات ( = فصل ، بخش ) تشکیل شده است . در اوستا یَسنَ آمده و به معنی ((ستایش)) است. این واژه در فارسی دری (( جشن )) شده است . یسنا را دو موبد که یکی ((زوت )) و دیگری (( راسپی )) نامیده می شود در مراسم دینی که (( یزشن )) نام گذاری شده است ، با هم می خوانند . گاهان (گاتها ) که تعداد آنها پنج و سخن خود زرتشت است ، هفده هات از هفتاد و دو هاتِ یسنا است 2- ویسپَرَد : از دو واژه ((ویسپ)) به معنی ((همه)) و (( رَد )) به معنی (( سرود ، بزرگ )) ترکیب شده است . در دین زرتشتی هر یک از موجودات ((رَدی)) دارند مثلا ً : گندم رَدِ غلات است . از آن جایی که این بخش از اوستا در ستایش رَد ها است ، ویسپرَد نامیده می شود . ویسپرد کتاب مستقلی نیست ، نوشته های آن از یسنا است؛ در مراسم دینی یسنا و وندیداد و در مراسم شش گهنبار به تنهایی خوانده می شود. ویسپرد به 24 کَرده (= فصل ، بخش ) تقسیم شده است 3- وندیداد : تغییر یافته ی واژه ی (( وی دیو داد )) به معنی قانون(داد) ضِد ( وی) دیو است. از بیست و دو فرگرد (=فصل ، بخش ) تقسیم شده و نوشته های آن در مورد آفرینش ، داستان جم و قوانین و مقرراتِ دینی که در زمان ساسانیان مورد اجرا قرار می گرفت . برخی از آن قوانین با شرایط امروزی سازگار نبوده و قابل اجرا نیست و برخی نوشته های آن با وجود گذشت زمان اهمیت و ارزش خود را از دست نداده است 4- یشت ها : از بیست و یک یشت تشکیل شده است . هریک از یشت ها درباره ی امشاسپندان یا ایزدان دین زرتشتی سروده شده و به نام همان امشاسپند یا ایزد نام گزاری شده است مانند : اردیبهشت یشت ، خرداد یشت ..... 5- خرده اوستا : خرده اوستا به معنی اوستای کوچک است و کوتاه شده ای از اوستای دوره ی ساسانی ، موبدِ موبدان ِ زمان ِ شاپور دوم به نام آذرباد مهراسپندان ، این کتاب را تدوین نموده است . در این بخش نماز ها و نیایش های زرتشتیان گنجانده شده است. گات ها : واژه گات ها در زبان اوستا و سنسکریت به معنی ((سرود پاک )) است .(( گاثا ، گاسان )) یا ((گاهان )) تلفظ های گوناگون همین واژه به اوستایی و فارسی میانه و فارسی دری است. این قسمت از اوستا از سخنان خود اشو زرتشت است و پیام ، راه و روش و آموزش های او در ان گنجانده شده است ، گات ها به شعر است به آن جهت از گزند فراموشی و یا دستبرد روزگار در امان بماند آنها را به شعر در آورده اند تا بهتر به خاطر سپرده شود. گاتها به زبان اوستایی بسیار کهن سروده شده است . می توان گفت گات ها کهن ترین ، نغز ترین ، اندیشه بر انگیزترین و والاترین بخش اوستا است. گاتها دارای هفده ((هات)) (=فصل یا بخش ) است که در میان یسنا قرار دارد . نیاکان ما ، شاید به انگیزه ی نگه داری از بخش آسمانی اوستا آن را چون نگینی در میان نیایش ها نشانده اند و در دل یسنا جای داده اند. هفده هات از روی وزن و آهنگ به پنج بخش کرده اند : اَ هنَوَد ، اُ شتوَد ، سپَنتمَد ، وُ هوُ خشترَ و وهیشتوایشت . گات ها به یکتا پرستی ، چگونگی شناخت اهورامزدا ، آزادی ، پیشرفت و آبادانی .... پرداخته است. همگی شما عزیزان را به پروردگار عاشق می سپارم بدرود بن مایه : مطلبی چاپ شده توسط انتشارات فروهر در تقویم زرتشتیان + نوشته شده توسط ××× در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت
14:50 |
به خشنودی اهورا مزدا درود می فرستم به تمامی ایرانیان از دودمان آزادگان سیزده بدر سیزده بدر جز یکی از مرسومات قدیمی است که از نسل های گذشته به ما رسیده ؛ در سیزده بدر ایرانیان خانه و کاشانه ی خود را ترک کرده و به سمت باغ و بوستان و در کل به سوی فضا های سبز می روند واین روز را در شادی و بدور از غم ها در کنار دوست دیرینه و صمیمی انسانها ، طبیعت می گذرانند سیزده بدر آخرین روز از روزهای نوروز می باشد و برای اینکه نحسی این روز (عدد سیزده از زمان های گذشته دور عددی نحس به حساب می آمده) کسی را نگیرد همگان به سوی طبیعت می روند رسم و رسوم در سیزده بدر : در روز سیزده بدر دختران آرزو می کنند که تا سال آینده خوشبخت شوند و به خانه بخت بروند. گره زدن سبزه در برخی از نقاط ، پرتاب کردن آن بر روی پشت بام به نشانه ی بخت گشایی و زدودن کهنگی و پلیدی هاست. گفتن دروغ شگفت انگیز معروف به ((دروغ سیزده)) به جهت شوخی و خنده از دیگر رسم های جشن سیزده بدر و پختن سبزی پلو،کوکو سبزی به نشانه ی سرسبزی و کامیابی در آغاز سال نو است امید وارم که سیزده بدر امسال به همگی شما عزیزان خوش بگذره متاسفانه من که نتوانستم به جایی بروم و در خانه ماندم بر اثر یک مشکل و بیمار بودم یکی از افراد خانواده (سیزده بدر امسال به واقع برای من نحس کامل بود) به هر حال جای من را نیز خالی کنید سه اصل زیر را هیچگاه فراموش نکنید: پندار نیک گفتار نیک کردار نیک بدرود + نوشته شده توسط ××× در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت
16:18 |
وطن من سرابی وطن ای توی و سرکان مأمن من هوایت دلنشین ای گلشن من تو تاریخ کهن داری به ایران هزاران قصه داری مأمن من فروزان شد وجودم در «سرابی» تجلی کرده آن ، جان و تن من فدایت ای وطن جسم و سر من توئی شمع شبم ، ای روشن من تمامی کوه و دشتت سبز و خرم تو زیبا گلبنی ای سوسن من به هر سو بنگرم باغات گردو فراوان نعمتی چون خرمن من هر آنکس هروکوی تو باشد زنم بوسه به او ای مسکن من زمستان تو سرد و پر زبرف است چه زیبایی ، به دی یا بهمن من بهارت لاله زار و پر طراوت بیارد گل تو را پرویزن من ولیکن وااسف گفتار و شعرم جنس باشد زبطن الکن من خدایا از تو خواهم زادگاهم رها سازی ز شر دشمن من بیا « سالک» در این سامان تو بنگر «سرابی» خاک پاکش مأمن من برگ سبز تحفه درویش سروده : علی الوندی جلد سوم + نوشته شده توسط ××× در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت
4:28 |
ای وطن ای وطن در زعم من گوهر توئی ای فدایت جان و تن پیکر توئی بوی خاک تو به جسمم جان دهد شکر نعمت خاک تو سامان دهد خاک پاکت پرور پیر و جوان عارفان در هر مکانت پر توان در زبان و لهجه ی ناب دری شاعران چون رودکی و انوری عنصری ، فردوسی شهنامه گو حافظ آن وارسته ی پاکیزه خو زنده شد نام تو با شعر و سخن تا ابد باشی سرافراز ای وطن همچو کوروش پادشاه ات در جهان لوح آزادی نوشت آن خوش بیان داد نوشروان به ایران عدل و داد تا بماند در جهان یادش بیاد کرد ابومسلم قیامی همچو شیر تازیان در جنگ و دام وی اسیر تازیان در ملک ما خون کرده اند پر زغم این خاک و هامون کرده اند صد هزار مرد و زن را کشته اند جسم آنان را به خون آغشته اند عاقبت شیران این ملک و مکان کرده کوته دست آنان بی امان ای کهن تاریخ تو اندر جهان زنده مانی ای وطن در هر مکان برگ زرینی به تاریخ کهن می درخشی همچو خورشید ای وطن از برای حفظ خاکت سر به سر مرد و زن آماده همچو شیر نر ((سالکم )) جان و تنم ایران بود سرزمینم خطه ی شیران بود برگ سبز تحفه ی درویش + نوشته شده توسط ××× در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت
1:9 |
ترا ای کهن بوم و بر ... زپوچ جهان هیچ اگر دوست دارم تورا، ای کهن بوم و بَر دوست دارم تورا ، ای کهن پیر جاوید بُرنا تورا ، ای گرانمایه ، دیرینه ایران تورا،ای گرامی گوهر دوست دارم تورا، ای کهن زادبوم بزرگان بزرگ آفرین نامور دوست دارم گمان های تو چون یقین دوست دارم عیان های تو چون خبر دوست دارم هم اُرمَزد و هم ایزدانت پرستم هم آن فرّه و فروهر دوست دارم به جان پاک پیغمبر باستانت که پیر است روشن گر دوست دارم گرانمایه زرتشت را من فزون تر زهر پیر پیغامبر دوست دارم بشر بهتر از او ندید و نبیند من آن بهترین از بشر دوست دارم سه نیکش بهین رهنمای جهان ست مفیدی چنین مختصر دوست دارم ابر مردایرانیی راهبر بود من ایرانی ِ راهبر دوست دارم نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد ازین روش هم معتبر دوست دارم من آن راستین پیر را، گرچه رفته ست از افسانه آن سوی تر ، دوست دارم زنده یاد مهدی اخوان ثالث + نوشته شده توسط ××× در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت
1:33 |
به خشنودی اهورا مزدا
درود می فرستم به تمامی ایرانیان عزیز عکسی براي پشت زمينه (بک گراند )در رابطه با زاد روز اشو زرتشت براي شما گذاشتم ؛ کار خودم هستن واميدوارم که خوشتان بيايد براي ديدم اندازه بزرگ عکس بر روي پيوند در زير آن کليک کنيد اگر هم که قابل دانستين نظر نيز بدهيد
برای دیدن اندازه بزرگ عکس در اینجا کلیک کنید + نوشته شده توسط ××× در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت
1:27 |
به خشنودی اهورا مزدا درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ نام زرتشت پیامبر تنها نامی است که در زمینه اندیشه و تفکر و دین از جهان باستانی و دیرینه ی اقوام هند اروپایی به یاد مانده است. درباره ی زندگانی پیامبر افسانه و تاریخ به هم در آمیخته است و نیز دین زرتشت ، یعنی پیام و آموزش ناب و اصلی پیامبر، در چارچوب و قابی از باورها و عقاید و آیین های دیرینه سال ، هم تحت تاثیر پیام آسمانی زرتشت دیگرسان گشته اند و هم آن که در در شکل نوین خویش ، در نزد زرتشتیان امروزی دوام آورده اند. تصویر زرتشت در تار و پود اساطیر و داستان بافته شده و «از افسانه آن سوی تر» رفته است. اگر اشارات روشن خود وی در گاهان ( گات ها) ـ سرود های پیامبرـ نمی بود بخوبی همه شرایط آماده بود که وجود تاریخی او اصلا انکار شود. زرتشت در گاهان از خود با صیغه ی اول شخص مفرد یاد می کند و از دشواری ها گلایه دارد و نکاتی را می آورد که همه نشان دهنده زندگانی انسانی واقعی بر روی کره ی خاک و وجودی تاریخی و عادی است در گزیده های زادسپرم آمده است: (( هنگامی که زرتشت زاده شد خندید ؛ از پرتو نوری که هنگام زادنش از خانه می تافت و از خندیدنش هفت جادوگر بترسیدند))* از خنده و زایش او آب ها و گیاهان شادان شدند ؛ به هنگام زادن و رشد کردنش ، آب و گیاهان بالیدند و همه ی آفریدگان روشن به خود مژده ی رستگاری دادند؛ زیرا به خود گفتند که دلیر سراسر زندگانی خوش و نخستین آموزگار کشور ها به جهان آمد سی ساله بود که در روز خورداد از ماه فروردین به هم پرسی اهورامزدا رسید و او را بهمن ، فرشته ی نیک منشی ،به بارگاه خداوند رهنمون گشت. وحی زرتشت را « هم پرسی» می گویند ، یعنی پرسش زرتشت و پاسخ دادن خداوند. چون گشتاسب دین را پذیرفت و راستی را ستود دیوان در دوزخ؛ پریشان گشتند. دیو خشم به پیش ارجاسب نابکار تاخت که در آن روزگار بزرگ ترین فرمانروایا ستم گر بود و او را به جنگ برانگیخت. در نبرد و ستیز با تازش و انگیزش دیوان و دیوان پرستان ، کشتار و جنگ سخت روی داد و در این تازش و کوبش بود که سرانجام اشو زرتشت،هنگامی که هفتادوهفت سال داشت در آتشکده بلخ به دست « توربراتور» به شهادت رسید.این درگذشت در ماه دی، به روز خور واقع شد. جز افسانه و داستان ، برخی از آگاهی های تاریخی نیز از متون اوستایی بر می آید.نام خاندان او« سپی تمَ » یا «سپیتما» است. نام پدرش پوروشسب و نام مادرش دوغدو بوده است . نام برخی از اعضای خاندانش مانند « میدیوماه» پسر عموی زرتشت و پوروچیستا کوچکترین دخترش ،در خود گاهان آمده است. ازاز فراسوی افسانه ها ، از مجموع آگاهی های ما دربارهی زرتشت، یکی هم این است که وی از کودکی آموزش روحانیان دیده است و خود را «زوتر» (زوت) می خواند . پس از رسیدن به پیامبری ، برای تبلیغ دین خود در برابر تعدی معاندان خویش ناگزیر به حامی مقتدری چون گشتاسب پناه برده است. نام گشتاسب بسان حامی و گسترنده ی دین زرتشت و نام فرزندش اسفندیار، که پهلوان دینی سنتی زرتشتی است و نیز پشوتن ، فرزند دیگر گشتاسب ، که از جاویدانان است و سرانجام در نقش منجی ظهور خواهد کرد ، افسانه و تاریخ را در هم می آمیزد چم زرتشت – از گذشته دور تا کنون برای زرتشت اینها را نوشته اند : رخشان چون ستاره ، فروغ زرین ، برخی واژه را از زرَت و اُش تر دانسته اند به چم دارنده شتر زرد یا پیر.مولر آنرا دارنده اشتر دلیر برگردانده است . واژه اشتر ( مانند اسب ) در برخی نام ها مانند فرشوشتر (= دارنده شتر کار آمد ، و سوار فرارونده ) . برخی دیگر نیز ستاره زرین گفته اند . هوگ آنرا به ستایشگر و والا بر می گرداند دیگر برداشتها چون نا همگون می باشد نمی آورم نام خانوادگی – زرتشت سَپیتمَه است که در گاتها هفت بار از آن یاد شده است. اشو زرتشت بیشتر به زرتشت سپیتما یا سپیتما زرتشت خوانده شده است. چم سپیتم - «از نژاد سپید » یا « خاندان سپید » یا «از منش روشن برخوردار » سپیتما ، نهمین نیای پیامبر ایران باستان ، زرتشت جوانترین دختر خود را از دودمان سپیتمه می گوید. خاندان زرتشت - بنا به بندهش ، دودمان زرتشت با 14 پشت به منوچهر پیشدادی می پیوندد و نیاکان او را چنین نام می برند : پورشسب > پیتر سب > اُرُگذسپ > هچتسب > چخشنوش > پیترسب > اَر ِجذرشن یا هردرشن ( هرشن ) > هردار (پسر سپیتمه ) > سپیتامه > ویدشت > نیازم > ایریج ( ایرج) > دوراسر ب > منوچهر مادر زرتشت - دغدو دختر فراهیم روا است . مادر دغدو فرنو یاد شده است پسر عموی زرتشت – بنام میدیوما ، و اولین کسی بود که بدین زرتشت گروید همسر و فرزندان زرتشت – بنا به سنت ، نام همسر زرتشت هووی بود و از ایشان شش فرزند داشت سه پسر و سه دختر پسران زرتشت : از ایست واستر ، اُروتدنر و هورچیترا یا خورشید جهر یاد شده دختران زرتشت : به نام های تریتی ، فرنی ،پوروچیستا (فروردین یشت ) زادگاه زرتشت – بنا به سنت : زرتشت از باختر ایران برخاست و در خاور پیامبری خود را آغاز کرد و به انجام رسانید *من آن پیر فرزانه ای راکه رفتست/از افسانه آن سوی تر دوست دارم بن مایه : مطلبی در تقویم سالنامه ی زرتشتیان چاپ فروهر راهنمای آشنایی با دین و آموزش های اشو زرتشت [ دفتر یکم / نوشته موبد دکتر جهانگیر اشیدری / انتشارات فروهر ] نوشته و جمع آوری شده توسط آرش همگی شما را به پروردگار بزرگ مهربان ایران و سراسر گیتی می سپارم استفاده از این مطلب با ذکر منبع و سایت موردی ندارد و آزاد می باشد + نوشته شده توسط ××× در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت
1:22 |
دو عکس برای پشت زمینه (بک گراند )در رابطه با نوروز برای شما گذاشتم ؛ کار خودم هستن وامیدوارم که خوشتان بیاید برای دیدن اندازه بزرگ هریک از عکس ها بر روی پیوند در زیر آنها کلیک کنید اگر هم که قابل دانستین نظر نیز بدهید
اندازه بزرگ اینجا
اندازه بزرگ در اینجا + نوشته شده توسط ××× در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت
11:36 |
به خشنودی اهورا مزدا درود بر تمامی ایرانیان و خوانندگان این وبلاگ هفت سین خوان نوروزی که به هنگام سال گشت پهن می کنند/ برخی گفته اند بنیاد آن هفت شین بوده است و شمع وشهد و شراب و شربت هم از آن بوده ولی این واژه ها تازی ست و در هفت شین پارسی جایی نداشته ! / برخی از مردم در کنار هفت سین ، هفت شین هم می اندازند ./ یک نگره ی دیگر ، هفت سین را هفت چین یا هفت چیدنی می داند و نگره ی دیگری هفت سبزه و سد یگر آن را هفت سینی می داند ! شماره ی هفت ، اشو و ورجاوند است و در دین ها جایگاه بالایی دارد ؛ مانند هفت آسمان ، هفت خان رستم هفت امشاسپندان و ... پیش نهاد هایی/ هفت سین : 1 – سبزه ، 2- سپند ، 3- سپندار(=شمع) ، برای خوان/ 4- ستر ( =سکه ) ، 5- سرکه ، 6- سماک ، 7- سمنو نوروزی / 8- سنجد ، 9- سیب و 10- سیر هفت شین : شب افروز( = شمع) ، 11- شانه ، 12- شایه ( = میوه) 13- شیرینی ، 14- شاهنامه ، 15- شیر ، 16- شکر ، 17- شاه بو (=عود) ، 18- شب چره (= آجیل ) ، درکنار ِ 19- ماهی ، 20- نسک (=کتاب ) ، 21- آیینه ، 22- انار 23- تخم مرغ ، 24- عروسک خواجه پیروز ، 25- نارنج ، 26- نان سبزه از گندم یا جو درست می شود که خوراک آدمی ست و هم نماد خجستگی و فزونی ، شادی و سرسبزی است . / سه سبزه به نشانه ی گفتار نیک کردار نیک و اندیشه ی نیک در خوان می گذارند اسپند اسپند { به چم ِ مقدس } زداینده ی چشم بد و رشگ ورز سپندار شمع ، شب افروز { برای هفت شین ! } نماد روشنایی و تابش آتش سِتِر سکه ، نماد خجستگی و سرشاری ِ کیسه سرکه نماد شکیبایی / برای پاکیزگی و گندزدایی سماک سماق / به رنگ خورآمد ِ (=طلوع ) خورشید است و نماد آغاز دوباره سمنو سمنو از جوانه ی گندم درست می شود که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان است سنجد بوی و برگ و شکوفه ی درخت آن انگیزه ی دلباختگی است سیب نمادی از زایش و باروری و همچنین دلباختگی سیر دارویی برای تن درستی اجیل نماد خجستگی و بالندگی آیینه نماد به خویشتن نگریستن انار از درختان ورجاوند از بهر رنگ سبز تند برگ ها و همچنین گل و غنچه ی آن که مانند آتش دان است تخم مرغ نمادی از زهک ( = نطفه ) ونژاد خواجه پیروز حاجی فیروز / به سان عروسک در خوان هفت سین گذاشته می شود شایه میوه / نماد بالش و باروری شیرینی شیرینی کامی در روز های سال ماهی در آب که نشانه ی روشنی دل است که نماد ایزد بانوی نیرومند آب ها آناهیتا می باشد که جایگاه بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد . آناهیتا ایزد بانوی دلباختگی ، باروری ، آب و پیروز مندی است نارنج نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روی آب است . در میتخت ِ ( Myth=) آفرینش آمده است که پروردگار آب را آفرید سپس خدای گاه خود را بر آن بنیاد نهاد نان نماد روزی نسک کتاب / مسلمانان قرآن می گذارند و زرتشتیان اوستا ، برخی از مردم نیز در کنار نسک ورجاوند ، دیوان حافظ و شاهنامه ی فردوسی نیز می گذارند / نماد یاد خدا نوشته شده توسط آرش با کمک سهراب www.persianparseh.blogfa.com / www.persian2500.coo.ir پالایش زبان پارسی www.parsi-1.com + نوشته شده توسط ××× در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت
2:12 |
به خشنودی اهورا مزدا درود می فرستم بر تمامی آریایی نژادان ایرانشهر جشنی که از دیرباز تا کنون با نام نوروز برگزار می شود، کهنسال ترین و با شکوه ترین یادگار نیاکان ما است. در اوستا نامی از از نوروز نیامده است اما در دیگر نوشته های بازمانده از ایران پیش از اسلام بارها از این جشن بزرگ یاد شده است. درباره ی پیدایش جشن نوروز روایت ها و افسانه های گوناگون وجود دارد. مشهور ترین این روایت ها نسبت دادن پیدایی نوروز به جمشید یا جم پادشاه پیشدادی است . در بیش تر واژه نامه های فارسی و یا آثار تاریخ نویسان این روایت را این گونه نقل کرده اند : (( نخستین کسی که نوروز را برقرار ساخت ، جم بود و سبب را آن دانسته اند که وی در این روز جهان را به تصرف خویش درآورد.)) و یا گفته اند : (( چون جمشید گردونه ای (تخت) ساخت و با آن به آسمان رفت مردم از تماشای این کار در شگفت و شادی شدند و آن را جشن گرفتند)) از ویژگی های جشن نوروز، قرار گرفتن آن در ابتدای بهار و در آغاز ماه فروردین منسوب به فروهرهای درگذشتگان می باشد . بر پایه ی این باور ، فروهرها از ده روز پیش از نوروز برای دیدار بستگان خود به زمین می آیند و پس از سرکشی و اقامت ، دوباره به جایگاه خود باز می گردند. به همین دلیل است که زرتشتیان از اوایل ماه اسفند ، خانه تکانی و پاک سازی پیرامون زندگی خود را آغاز می کنند ،وسایل تازه به خانه می آورند. پوشاک نو می پوشند و برای جشن و شادی آماده می شوند تا فروهرها به هنگام فرود آمدن ، بازماندگان را هماهنگ با طبیعت ، شاد و خرم ، پاک و تازه ببینند و با خشنودی و آرزوی برکت و بهروزی برای آنان، خود به سرای خویش باز گردند. در شب پیش از نوروز ، زمانی که تاریکی آخرین شب سال در برابر سپیده دم نخستین روز بهار، رنگ می بازد ، با افروختن آتش بر بام خانه ها ،بازگشت فروهر ها از زمین را بدرقه می کنند و با نیایش خود ، خشنودی روان و فروهر درگذشتگان را فراهم می سازند و باز آمدنشان را در آغاز سال بعد، آرزو می دارند. در استقبال از نوروز و تدارک نیاز های نوروز ، در خانواده های زرتشتی ، نقش مادر موثرتر و نمایان تر است . از یکی دوماه پیش ،برای آماده کردن پوشاک و کفش نو برای افراد خانواده ، مادر به تلاش می افتد و می کوشد تا همه اعضای خانواده به ویژه بچه ها ، به هنگام تحویل سال ، رخت های کهنه ی سال گذشته را به تن نداشته باشند. همگی شما دوستان را به دادار مهربان بزرگ می سپارم بدرود + نوشته شده توسط ××× در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت
21:29 |
به خشنودی اهورا مزدا درود می فرستم بر تمامی ایرانیان عزیز قبل از هر چیز آغاز سال جدید را به تمامی ایرانیان آریایی تبریک می گویم نام من آرش می باشد که به همراه دوستم داریوش این وبلاگ را راه اندازی کردیم تا شاید کمی بتوانیم دِینی که به تاریخ ایران داریم را ادا کنیم شاید بپرسید چه دِینی ، من پاسخ شما را می دهم ؛ تاریخ بزرگ و مقدس ایران ، آن امپراطوری های بزرگ و با عظمت قبل از ورود اسلام به کشورمان که پادشاهانشان جز خوبی ، نیکی ، قضاوت صحیح و صلح دوستی چیز دیگری یاد نگرفته بودند ، کوروش بزرگ که اولین منشور حقوق بشر را بوجود آورد و صلح را در جهان اولین بار وی بوجود آورد و... این ها همگی شناسنامه هایی هستند که اینان برای ما بجای گذاشتند و من یا بهتر بگم ما هرجا که می رویم با افتخارآن را روی می کنیم و می گوییم ما ایرانی هستیم ، ایرانیانی از نسل قوم بزرگ و اهورایی آریایی ، می گوییم ما انسان هایی هستیم از دودمان کاوه آهنگر که با قدرت مقابل ظلم اهریمنی می ایستد و شجاعانه می جنگد کوروش بزرگ که امپراطوری بر مبنای صلح و دوستی بر پا کرد آرش که جان خود را برای ایران مقدس گذاشت و ... علت ادا کردن دِین را این می دانم که متاسفانه با افرادی مواجه می شوم که هیچ به تاریخ خود افتخار نمی کنند تازه ناسزا هایی نیز به آن می گویند این افراد یا کسانی هستند که در تاریکی افراطی بودن مانده اند یا سختی روزگار با انها کاری کرده است که چنین خطای بزرگی را انجام دهند و به این تاریخ مقدس ناسزا هایی بگویند من نمی دانم که اکنون بعضی شما ها که در حال خواندن مطلب من هستید جز کدام دسته هستید کسانی که افتخار می کنند یا نه جز کسانی که هیچ افتخاری به تاریخ مقدسشان نمی کنند ولی از شما ها عاجزانه درخواست می کنم که با این وبلاگ همراه باشید که اگر جز دسته اول می باشید بیشتر به خودتان افتخار خواهید کرد و غرورتان نسبت به تاریخ بیشتر خواهد شد و اگر جز دسته دوم هستید شاید به یاری اهورامزدا و مطالب این وبلاگ به دسته اول بپیوندید و با اتحادی تجزیه ناپذیر همگی باهم به دنیا تاریخ مقدس خود را نشان دهیم و از آن دفاع کنیم و نگذاریم اشخاصی از نسل ضحاک بیایند و فیلی چون فیلم300 را بسازند که سراسر توهین بزرگی بود به ما آریاییان اسم فیلم 300 را آوردم لازم شد که چیز دیگری نیز بگویم که دنیا در حال تخریب تاریخ ایران و خود ایرانیان است. یک چیزی می خواهم بگم شاید بعضی از شما ها بخندید ولی باید باور کنید که دنیا از ایرانیان می ترسد ؛ دنیا از مغز های سراسر هوش ایرانیان می ترسد ؛ آنان که خود چیزی ندارند که به آن افتخار کنند پس عامل افتخار ما را نیز تخریب می کنند و ما را می خواهند مانند خود کنند. انگلستان می خواهد به تاریخ سراسر وحشی و جنگ آوری های خود چون وایکینگ ها که جز کشتن آدم های بی گناه کاری یاد نگرفته بودند افتخار کند یا آمریکا که اصلا هیچ اصل و ریشه ای نداره و وکلا یک کشور تازه تاسیس است افتخار کند و یا... قبول دارم ما اکنون در وضعیتی هستیم که تقریبا از نظر تکنولوژی در حدود 150 تا 200 سال از آنان عقبیم به هر حال هر دلیلی که باعث عقب ماندن ما شده تمام شده رفته بهتره از هم اکنون آغاز کنیم برای ساختن ایرانی جدید و پیشرفته تر از تمامی کشور ها حتی آمریکا ؛ نخندید ما ایرانیان هر کاری که بخواهیم می توانیم انجام دهیم اصلا تصور دشواری نیست که ایرانیان دوباره به قدرتی دست یابند که آمریکا را نیز پشت سر گذارند با و کنید که این جمله فقط و فقط مخصوص ایرانیان است : خواستن توانستن است فقط باید خود را باور کنیم یادم رفت که بگم اصلا مطالب این وبلاگ در چه رابطه ای هست اگر نوشته های من را تا اینجا خوانده باشید خواهید فهمید ولی باز می گویم؛ این وبلاگ قصد دارد تا ناگفته ها و گفته های تاریخ ایران را به شما نشان دهد و عشق به ایران را در دل همگی شما ایرانیان بیاندازد سال جدید در راه است ومن نیز که در حال نوشتن این مطلب هستم چیزی حدود نیم ساعت از آغاز سال 1387 سپری شده 7 عدد مقدسی است امید وارم که سالی سرشار از شادی داشته باشید و هر چی ستم وجود دارد از بین برود سالی باشد که ما ایرانیان خود را باور کنیم ؛ سالی سرشار از برکت و شادی ؛ سالی که از گفتن هرگونه لغت های نامناسب، ایرانیان دوری کنند ، به دنبال دانش روند ، هرگونه اعتیاد و هرچیزی که باعث نابودی جامعه مقدس ما می باشد نابود شود و ایران به یاری اهورامزدا دوباره به قدرت واقعی خود برسد و از همه پیشی بگیرد همه شما عزیزان را به پروردگار بزرگ مهربان عاشق می سپارم بدرود + نوشته شده توسط ××× در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت
10:18 |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||